delivering to Toronto update location

چالش سالمندان ، گنجینه های زندگی

چالش سالمندان ، گنجینه های زندگی
بر من از پیری ، سرای عاریت زندان شده است
زندگی دشوار و ترک زندگی ، آسان شده است 
دل ضعیف و مغز پوچ و خلق تنگ وفهم کند
اشتها کم، حرص افزون ، معده نافرمان شده است 
چشم کند و گوش سنگین، دست لرزان ، پای سست
جای دندان ،جانشین گوهر دندان شده است 
می رود آب از دهان و چشم من بی اختیار 
کشتی بی لنگرم ، بازیچه طوفان شده است 
رعشه برده است از کفم بیرون عنان اختیار 
زین تزلزل، خانه معمور تن ویران شده است 
کرده دلسرد از حیاتم ، برگریزان حواس
زین خزان بی مروت ، گلشنم ویران شده است 
رفته جز یاد جوانی ،هر چه هست از خاطرم 
طاق نسیان قامتم هر چند از دوران شده است 
                                                                      صایب تبریزی
دلم برای خانه های قدیمی تنگ شده ، دلم برای ساکنین خانه های قدیمی بیشتر تنگ شده، می دانید کدام خانه ها ؟ خانه هایی که معماری آنها ،آرام آرام فقط در حافظه تاریخ جا می گیرد ، خانه هایی که دور تا دور آن را اتاقهایی گرفته بود که حریمها رعایت می شد ، اتاقهایی که قفلی نداشتند  ولی اهل خانه در آرامش بودند ، خانه هایی که بر اساس فرهنگ و سبک زندگی مردم آن دوران، طراحی و ساخته شده بودند ،خانه هایی که دیگر تاریخ در آنها حرکت می کند نه انسانها ، خانه هایی که چند نسل در کنار هم و با پشتوانه و پشتیبانی  و دلگرمی به هم ،با عشق زندگی می کردند ، خانه هایی که در آن هیچ کس احساس تنهایی نمی کرد ، خانه هایی که عصای دست  مادربزرگها و پدربزرگها در کنارشان  و آن هم،  فرزندان و نوه هایش بودند ،خانه هایی که مادربزرگ با پا و کمر دردناکش و پس از هر آه.. ، پوششی از عشق را در اطرافش حس می کرد ، خانه هایی که پدربزرگ هرگز احساس بی پناهی نمی کرد ،خانه هایی از جنس محبت ، خانه های امن چند نسل در کنار هم و با مهر به هم . این روزها  نه از این خانه ها خبری هست و نه از پشت و پناه های بزرگتر ها . شما دلتان برای این خانه ها تنگ نشده ؟؟ نمی دانم گناه را باید به گردن زمانه انداخت یا به گردن خودمان آویزان کنم ، به درستی نمی دانم چرا جریان زندگی چند نسل در یک خانه ،متوقف شد به احتمال بسیار زیاد ، باید گناه را به گردن  فرهنگ استقلال طلبی آویخت  آن خانه های تبادل تجربه و مهر ،  آن خانه های باصفا ،با حیاط های بزرگ ، با باغچه های پر گل و حوض وسط آن ،آرام آرام تبدیل به خانه های چند طبقه شد که هر خانه هم در و پیکر مخصوص به خود داشت و حصاری که به راحتی قابل ورود نبود . مادربزرگها و پدربزرگها اگر خیلی خوش شانس بودند، در طبقه مخصوص به خود ،روز و شب را می گذرانند اما هنوز امیدشان به قلبهایی بود که چند متر بالاتر و یا پایین تر ،برای آنها در حال تپیدن است ،اما این سبک معماری هم به هوای سود بیشتر چندان دوام نیاورد و روند  مرتبه سازی و برجها ، جای آنها را پر کرد ، سبک زندگی تازه ای که دیگر نشانی از قلبهای تپنده دراطراف نسل سالمند دیده نمی شود ، دیگر کسی در اطراف آنها نیست تا به نیازهای عاطفی و روحی و جسمی آنها توجه داشته باشد،چرا که آنها در خانه های مدرن احساس غربت می کردند، بسیاری از آنها ترجیحشان بودن در کنار هم سنهای سالمندشان و در خانه های خاطراتشان است  ، برای بسیاری از آنها ترک ماوا و محل سکونتشان رنج آور است با وجودیکه نیاز به پشتیبانی عاطفی و روحی در دوران سالخوردگی و پیری را بیشتر حس می کنند  که به راستی (( مصیبت بود پیری و نیستی ))   پیری چیست ، سالمند کیست  و نیازهایشان چه می باشد ؟ بنا بر تعریف سازمان بهداشت  جهانی ،  سالمندی به  گذار از مراحل مختلف زندگی چون کودکی ، نوجوانی ، جوانی و میان سالی و گذر از سن  ۶۰ سالگی اطلاق می شود و بخشی از روند و فرایند طبیعی و انکارناپذیر زندگی می باشد که البته سرعت پیدا شدن پیری در افراد تفاوت بسیار دارد و در سنین متفاوت و با سرعت متفاوت اتفاق می افتد . ناگفته نماند که به افراد بین ۷۵-۶۰ سال سالمند ، از ۷۶ تا ۹۰ سالگی پیر و به بالای ۹۰ خیلی پیر گفته می شود هر چند از زمان تولد هر لحظه ، فرایند مسن شدن را طی می کنیم چرا که از همان نوجوانی شنیدن فرکانسهای بالاتر از ۲۰ کیلوهرتز را از دست می دهیم ،در ۳۰ سالگی پوست شروع به پیر شدن می کند ، از ۳۵ سالگی باروری ضعیف می شود ، از ۴۵ سالگی چشمها گرفتار پیرچشمی شده ،از ۵۰ سالگی موها شروع به خاکستری شدن می کند و کم کم آرتروز خودش را نشان می دهد از ۷۰ سالگی گوشها کم شنوا می شود ، در ۸۵ سالگی حس تشنگی بسیار از بین می رود و سبب کاهش توده عضلانی می شود و تقریبا ۵۰٪ سالمندان گرفتار خردسودگی و الزایمر شده و بسیاری از آنها توان زیستن به تنهایی را از دست می دهند و به این ترتیب باعث می شود که نگهداری از سالخوردگان و مراقبت از آنها با دردسر و مشکلاتی رو به رو شود .
 در ایران و پس از  پیش آمدن تحولات در مسایل سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و ... بسیاری از ایرانیان به اطراف جهان پراکنده شده اند ، بسیاری ،  با زن و فرزند و و مادر و پدر - برخی والدین را رها کرده  به تنهایی عازم شدند  و پدر و مادرانی که دست در دست  فرزندان  برای راهیابی به زندگی بهتر و آینده ای تابناکتر، رنج مهاجرت را به جان خریدند ، اکنون آن نسل،  چه والدینی که با فرزندانشان راهی شدند ، چه والدینی که در وطن سکنی گزیدندو فرزندان دور از آنها همیشه نگران و دلواپس آنها هستند ، به سالمندی قدم گذاشته اند که این سالمندان  دغدغه جدی نسل نو خانواده ها و دولتها هستند  چرا که دیگر نه از زندگی چند نسل با هم  در یک  خانه نشانی باقیست تا جوانتر ها مراقب مسن تر ها باشند  ،  و نه دردسرهای  زندگی در غربت توان و مجالی برای رسیدگی و تامین  نیازهای سالمندان می گذارد و نه وجود برنامه ریزی درست و هدفمندی  و در بسیاری از موارد هم  اصولا راجب  به مقوله سالمندی  فکر نشده است هر چند که گفته می شود دوران سالمندی  ، دوران پختگی ، ورزیدگی ، و زمان احساس بی نیازی است و فرصت سیر به سوی کمال و رسیدگی به خویشتن ، سالمندان باور ارزشهای وجودی خانواده و جامعه هستند ، آنها کوله بار تجربه اند و در فرهنگ ما (پیری ) واژه ای ناخوشایند نیست بلکه به عنوان گنجینه ای از خرد ،و خرورزی ، فرزانگی ، کمال و حکمت است و مرحله ای گرانقدر و موثر در زندگی تلقی می شود  ،( آنچه جوان در آیینه بیند ،پیر در خشت خام بیند) پیشرفت در امر بهداشت و بالا رفتن کیفیت زندگی در دنیای کنونی ، کمک به افزایش طول عمر و بالا رفتن آمار جمعیت این جهاندیدگان  در جهان ، سبب می شود که تا پایان نیمه اول قرن ۲۱ ، ما شاهد چشمگیر رشد جمعیت سالمندی خواهیم بود که به آن سونامی سالمندی نیزمی گویند ولی حقیقت این است که نیازها و احتیاجات دوران کهولت غیر قابل انکار است از این روست که  کم و بیش نهادهای  دولتی و خصوصی نیز در ایجاد سهولت برای سالمندان و بالا بردن چگونگی کیفیت  زندگی آنان ، برنامه ریزی کرده و پروژه های کوتاه و دراز مدت را در پیش گرفته اند، لذا سازمان ملل متحد روز اول اکتبر را(( روز جهانی سالمندی )) نامگذاری کرده  و اتحادیه اروپا سال ۲۰۱۲ را(( سال بین المللی سالمندی فعال )) نامیده است بر اساس این هدف که برنامه ریزی دقیق تر و سیاستگذاری مناسبتری  برای ارتقا زندگی سالمندان ، مورد اهتمام قرار گیرد .  امروزه پژوهش و مطالعات علمی و تحقیقاتی در زمینه سالمندی و فرایند و پدیده های پیوند خورده با آن  ، سبب به وجود آمدن دانش و علم (( سالمند شناسی ))گردیده که به صورت اکادمیک از دهه ۱۹۵۰ به عنوان تحصیلات تکمیلی در تعدادی از دانشگاههای معتبر آموزش داده می شود . در این دانش نوین به مبانی روانشناختی ، اجتماعی و زیست شناختی سالمندان و روشها و راهبردهابرای بالا بردن کیفیت زیستی در ابعاد مختلف عاطفی ، اجتماعی، روحی ، جسمانی ، اخلاق و جنسی بیشتر مورد توجه قرار می گیرد و نشانگر آن است که سالمندی ، همزیستی تنگاتنگ و جدانشدنی با فرایندهای روانی و اجتماعی دارد و تنهایی و انزوای اجتماعی تاثیرات منفی شدیدی بر سلامت روانی و جسمانی آنها وارد می کند که سبب بروز و افزایش بیماریها و نهایتا منتج به بالا رفتن آمار مرگ و میر در آنها می شود و اینجاست که نقش خانه هایی با اتاقهایی در کنار هم و زندگی کردن چند نسل با هم و باز بودن چتر حمایتی نسلهای جوانتر خانواده از سالمندان و پیران آشکار می گردد ، وفراموش نکنیم که هرگز وجود شبکه های مجازی حتی تصویری آنها ،جای نفس گرم فرزندان را در کنار آنها نخواهد گرفت ، در برخی از کشورها این چتر حمایتی در دست  دولت و نهادهای خصوصی است ولی در قیاس با نقش خانواده قابل قیاس نیست و خانواده حرف نخست را در نگهداری از سالمند می زند و آنها  هرگز نمی توانند جای  نقش پررنگ عاطفی خانواده  را پر کنند .مراکزی زیر عنوان  ((آسایشگاه یا سرای سالمندان )) هر چند به ظاهردر برخی از جنبه های مثبت نیازهای سالمندان که همانا برقراری ارتباطات اجتماعی و یا نیازهای پزشکی و انجام امور روزانه آنها موثر است اما حقیقت  این است که آنان همچنان گرفتار حس تنهایی و انزوا بدون وجود اعضا خانواده ای که پیوسته با آنها زندگی کرده اند هستند و شکی نیست که ترجیح آنها بودن در کنار آنهاست . چه این عزیزان جهاندیده در بین اعضا خانواده باشند ، چه در مراکز نگهداری دولتی و خصوصی و چه در خانه مسکونی خود و با کمک زندگی کنند ، باید که برای کاهش عوارض سالمندی  نیازهای گوناگون آنها را بهتر شناخت و بر نامه ریزی کرد نیازهای عاطفی، معیشتی ،تفریحی ،  آرامش وامنیت و ... با مشکلات جسمی و بیماریهای رایج در این دوران بیشتر آشنا شد .  هر چند بی نیاز  از نظر مسایل مالی باشند ولی از توجه عاطفی بی نیاز نخواهند بود  ،در گذشته فرزندان توجه بیشتری به آنها داشتند و اخلاق حکم می کرد احترام بیشتری به آنها گذاشته شود ،ایده جالبی است که برای پر کردن این خلا ، از سالمندان در مدارس ابتدایی و مهدهای کودک دعوت شود تا از تجربیات و اتفاقات گذشته تعریف کنند که این کار هم حس خوبی به سالمند می دهد و هم گسست و پارگی بین نسلها را از بین برده و سبب پیوند نسلها می شود . بیشترسالمندان ،احتیاجات معیشتی چون خوراک ، پوشاک ، مسکن و بهداشت دارند،  باید به بهداشت روان سالمندان هم توجه شود ،آنها احتیاج به تفریج دارند تا سبب ارتقا سطح روانی و جسمی و در نهایت شادی و سرزندگی شود، بخش مهمی از رازهای شادی و سلامتی سالمندان به تفریح وابسته است ،سالمندان احتیاج به گذران وقت مناسب با شرایط جسمیشان دارند چرا که از بیکاری و بطالت رنج می برند  و رفتن به گردش ،  پارک و نشستن و تماشای افراد ، دیدن بازی کودکان ، شرکت در محافل ادبی ، شنیدن موسیقی ، خواندن کتاب و دیدن فیلم ، و سفرهای کوتاه دستجمعی ، درایجاد روحیه خوب، موثر است .
به جز نیازهای روحی ،  باپا گذاشتن به دوران سالمندی  شاهد بروز برخی بیماریها هستیم که شایعترین آنها پوکی استخوان ،درد آشنای سالمندان است که همراه با خطر شکستگی ستون فقرات و لگن می باشد که درمان و جوش خوردن آن به آسانی میسر نمی باشد ورزشهای ساده را نباید دست کم گرفت تا کمکی برای حفظ عضلات آنها باشد ،انجمن فیزیوتراپیستهای انگلستان می گوید : نزدیک به یک چهارم سالخوردگان بالای ۶۵ سال ،برای تقویت قوای عضلانی خودشان تن به ورزش نمی دهند . پژوهشی که در مورد ۲۰۰۰ سالمند انجام شده نشان می دهد یک چهارم آنها برای تقویت عضلات خود تن به ورزش نمی دهندو هیچ تمرین و فعالیت بدنی ندارند . یک پنجم آنها نه تنها اصولا نمی دانند چگونه باید ورزش کنند بلکه مایل به چنین کاری هم نبودند. این انجمن توصیه می کند تا با کارهای ساده چون حمل خرید ، کشیدن جارو برقی ، باغبانی ، وزنه زدن ، یوگا و انجام حرکات (تای چی ) به تقویت عضلات خود کمک کنند . 
بهترین ورزش برای این گروه سنی ، ورزشهای مقاومتی و هوازی است که توصیه می شود اگر سالمند مشکل خاصی نداشته باشد  هفته ای ۱۵۰ دقیقه برنامه و فعالیت جسمی داشته باشند . در بسیاری از سالخوردگان بر اثر مصرف چربی ، قند و نمک ، عروق آنها گرفتار تنگی شده به ویژه آنها که دخانیات استفاده می کنند ، برخی گرفتار خردسودگی و زوال عقل می شوند طبق آمار سال ۲۰۱۴ حدود ۹۵ هزار نفر جان خود را به دلیل الزایمر از دست داده اند ، عده ای به دلیل نقص در سیستم اعصاب ،گرفتار  لرزش اندامهای حرکتی چون دست و پا و گردن هستند که پارکینسون نامیده شده است .  بیماریهای مزمن تنفسی مانند انسداد ریه یکی از عوامل به خطر افتادن سلامتی سالمندان است که بایدطبق دستور پزشک  پس از آزمایشات داروهای مربوطه را استفاده کرد به طور کلی با افزایش سن به دلیل کم شدن رشته های عضلانی ،عضلات  نرمی ، انعطاف ،سرعت و قدرت  خود را از دست می دهند . مشکلات سوء تغذیه به دلیل ترشح کمتر معده ، تحلیل پوشش دستگاه گوارش  قدرت جذب مواد غذایی را کاهش می یابد ، با کم شدن اشتها ،خطر کمبود مواد غذایی افزایش می یابد ،یبوست نیز یکی دیگر از گله های سالمندان است که ناشی از تغذیه نامناسب و عدم تحرک است و سبب چاقی و اضافه وزن ناخواسته می شود . خرابی دندانها نیز مزید بر علت می باشد ،دیابت هم عارضه دیگر بالا رفتن سن است که باید با تغییر در شیوه تغذیه و پرهیز غذایی آن را کنترل نمود  ، درمان و کنترل برخی از بیماریها با دارو و تداخل دارویی نیز سبب ایجاد ناراحتی های دیگر در عزیزان سالمند می شود ، عفونت ادرادی که در بانوان به دلیل کمبود استروژن و در آقایان به علت بزرگی پروستات میباشد از دیگر مشکلات است که باید قبل از صدمه زدن به اندامهای دیگر درمان گردد ،  بد خوابی ، کم خوابی و بی خوابی یکی دیگر از معضلات  دوران سالمندی است که البته بخشی از روند پیری به حساب نمی آید ولی باید آگاهانه به درمان آن پرداخت و در پایان به دلیل  پیر شدن سلولها ، تحلیل بافت چربی و اهمال در نوشیدن آب  ،پوست خشک شده و ترک برمی دارد که باید توشط پزشک درمانهای لازم انجام گیرد . داشتن یک پزشک خانواده آگاه ،معتمد و دلسوز ، می تواند  بیشترین نقش را در حل مشکلات دوران سالخوردگی داشته باشد ، پزشکی که سالها ،سالمند را زیر نظر داشته و با افت و خیزهای سلامتی و بیماری او آشنا بوده می تواند بهترین پیشنهادهاو درمانها را ارایه دهد. 
در این روزها و فرداهای نیامده نه چندان دور ، و با پیشرفتهای پزشکی و بالا و بالاتر رفتن آمار سالمندان ،  نگهداری از سالمندان چالشی بزرگتر به حساب خواهد، چرا که از یک سو سالمند علاقمند است در خانه خود سکنی داشته باشد و از سوی دیگر مراقبت از او در خانه ،نیاز به فراهم کردن شرایط فیزیکی و مکانی مناسب و داشتن فردی در خانه است هر چند که سالمند خود را پیر و ناتوان نمی بیندولی حضور پرستار که از مهارتهای حرفه ای برخوردار باشد ضرورت پیدا می کند ،پرستاری که از نظر جسمی سلامت بوده  و آشنا به نیازهای دوران سالمندی ، به او گوش کند ،انعطاف پذیر باشد، چون کودکان با او رفتار نکند ، مشکلات پیش آمده را مدیریت کند ، در انجام امور سالمند افراط نکند ،با ملاقات کنندگان رفتاری مهرآمیز داشته باشد ، سالمند را به فضاهای باز و دیگر مکانها برده تا با همسالان خود گفتگو کند  ،با پزشک او آشنا شده و مراقب آزمایشات او باشد ، از زمان استفاده داروهای سالمندغافل نشود و ...
ضمن تماس بادکتر امیر ابهت که متخصص پزشکی سالمندان و پیران می باشد (MD Board certified Internal Medicine & Board certified Geriatric Medicine) از او خواستم تا مهمترین توصیه اش را برای این گروه سنی داشته باشد . دکتر ابهت ضمن ذکر رشد جمعیت سالخورده در سالهای اخیر و آینده ،باور داشتند که باید تعادل بین وضعیت جسمی و روحی را حفظ کرد ، با پیشرفت علم برای مشکلات جسمی ،درمانهایی وجود دارد فرضا برای مشکل  مفصل زانو ، راه حل تعویض در نظر گرفته شده  ، ولی ذهن همیشه تغییرات را نمی پذیرد و این عدم تعادل بین ذهن و بدن روند پیری را چون یک مارپیچ نزولی ،تسریع می کند،ذهن را فعال نگه دارند من به بیماران می گویم محدودیتهای سنی خود را بسنجند ،هدفهایشان را  ارزیابی وبازیابی کنند ،هرگز ناامید نشوند و مهمتر از هر دارویی ،داشتن زندگی اجتماعی و گریز از انزواست. 
آنچه مسلم است نسل مهاجر چند دهه پیش به کشورهای مهاجرپذیر ، دیگر به سالخوردگی و سالمندی رسیده اند ، باشد که نسل رشد یافته در این کشورها ،بهترین تصمیم را برای این سرمایه های زنذگی  با توجه به نیازهاو شرایط او اتخاذ نمایند .
حال من و شما به عنوان یک مهاجر دور از وطن چگونه به سالهای آینده که چندان دور نیست و شاید سالهای ناتوانی باشد می اندیشیم ؟
چه انتظاری از فرزندانمان خواهیم داشت ؟
اکنون که هنوز توانمند هستیم هیچگاه به سالخوردگی و ناتوانی فکر کرده ایم ؟ آیا در این مورد تصمیم گرفته ایم؟ و آنرا با فرزندانمان در میان گذاشته ایم؟
به راستی که این غافله عمر عجب می گذرد !!!  
    0 Comments